عطیه عوفی

از ویکی اربعین
پرش به ناوبری پرش به جستجو

عطیة بن سعد بن جنادة عوفی(درگذشت: سال111 هجری قمری) از تابعان و شیعیان برجسته ی امام علی(ع) و از رجال حدیث و تفسیر و شاگرد برجسته ی جابر بن عبدالله انصاری صحابی بزرگ پیامبر اسلام(ص)است. وی راوی حدیث غدیر و خطبه ی فدکیه و زیارت اربعین است.عطیه عوفی افتخار همراهی جابر بن عبدالله انصاری را در زیارت قبر مطهر اباعبدالله(ع) در اولین اربعین شهدای کربلا داشت.

نسب

عطیه فرزند سعد بن جنادة عَوفی است. سعد بن جناده[۱] از اصحاب پیامبر(ص)[۲] و از راویان حدیث غدیر و ولایت می باشد.[۳] ابن سعد واقدی سعد بن جناده را از جُدیلة قيس[۴] و شیخ طوسی ایشان را از طایفه ی بَکّالی که تیره ای از همدان[۵] است، می دانند. سعد از نخستین اهالی شهر ییلاقی طائف در حجاز بود که اسلام آورد.[۶] مادر عطیه كنيزی از اهل روم بود.[۷]

ولادت

با توجه به اینکه عطیه در کوفه متولد شده باید بین سال های 36 تا 40 هجری دیده به جهان گشوده باشد.[۸] وقتی عطیه بدنیا آمد سعد بن جناده خدمت امیرالمومنین(ع) رسید و به آن حضرت عرض کرد:ای امیرمومنان! فرزند پسری برای من به دنیا آمده شما نامی برای او انتخاب کنید. امام فرمودند: هذا عطیة الله. این فرزند هدیه و عطای الهی است؛ پس او را عطیه نام نهادند.[۹]

دوران ائمه(علیهم السلام)

عطیه در طبقات رجالی جزو گروه تابعین است.[۱۰] وی از اصحاب و یاران امام علی (ع)[۱۱] و امامان بعد از ایشان تا عصر امام باقر(ع) می باشد.[۱۲] عطیه جزو راویان حدیث غدیر[۱۳] و خطبه ی فدکیه[۱۴] و آیه ابلاغ نیز می باشد.[۱۵]

اساتید و شاگردان

عطیه استادان برجسته و مشهوری مثل جابر بن عبدالله انصاری و عبدالله بن عباس داشته است. و پنج جزء قرآن کریم را تفسیر کرده است.[۱۶] او شاگردانی هم تربیت کرده که نام برخی از آنان در کتاب تهذیب التهذیب ثبت شده است. از مهمترین شاگردان ایشان اعمش(سلیمان بن مهران) راوی معروف[۱۷] و سه تن از فرزندان خودش به نام های حسن و عمرو و علی هستند.[۱۸]

ویژگی ها

عطیه علاوه بر علم تفسیر و حدیث، عالم به مسائل اجتماعی و سیاسی روز هم بود و فعالیت هایی در این زمینه انجام داد. از جمله فعالیت های سیاسی او، حضور در قیام مختار ثقفی[۱۹] و قیام عبدالرحمن بن محمد اشعث بود.[۲۰] همچنین در آن خفقان موجود، عطیه ی عوفی افتخار همراهی با جابر در زیارت سیدالشهدا(ع) در اولین اربعین شهادت را داشت و جزو اولین زائران آن امام بزرگوار محسوب می شود.[۲۱]

عطیه و زیارت اربعین

عطیه نقل می کند که: من با جابر بن عبدالله انصاری به قصد زیارت قبر حسین بن علی(ع) بیرون آمدیم. زمانی که به کربلا رسیدیم جابر نزدیک ساحل فرات شد و غسل کرد و یک ردا و یک ازار پوشید. سپس کیسه ای را باز کرد که در آن سعد( گیاه خوشبو)بود آنرا به بدن خود زد و خود را با آن خوشبو کرد. هر قدم که بر می داشت ذکر خدای متعال را می گفت؛ تا این که به قبر مطهر حضرت نزدیک شد. وقتی رسید گفت: دست مرا روی قبر بگذار. من این کار را انجام دادم؛ جابر خود را روی قبر انداخت و از هوش رفت. پس من به روی او آب ریختم تا به هوش آمد. سه مرتبه صدا زد: یا حسین. و گفت: آیا دوست جواب دوست را نمی دهد؟! و خودش پاسخ داد:چگونه جواب بدهی در حالی که رگهای خونین تو در بالای شانه ات نمایان شده و بین بدن و سر مقدس تو جدایی افتاده است؟! پس من شهادت می دهم که تو فرزند خاتم پیامبران و فرزند آقای مومنان و فرزند هم قسم تقوا و سلاله ی هدایت و خامس اصحاب کسا و پسر آقای پاکیزگان و فرزند سرور زنان هستی. و چرا تو چنین نباشی در حالی که دست آقا و سرور پیامبران به تو غذا داده و در دامن پرهیزکاران تربیت یافته ای و از دستان ایمان شیر خوردی و با اسلام سیراب شدی. پس زندگی و مرگ پاک و زیبا داشتی؛ ولی دل های مومنان از فراق تو ناخوش است. پس سلام خدا و خشنودی او بر تو باد و شهادت می دهم که تو از دنیا درگذشتی همان گونه که یحیی بن زکریا در گذشت و به فیض شهادت رسید. سپس نگاهی به اطراف بر مطهر سیدالشهدا(ع) کرد و گفت: سلام بر شما ای ارواحی که در راه حسین(ع) فدا شدید و شهادت می دهم که شما نماز را به پا داشتید و زکات را پرداخت کردید و امر به معروف و نهی از منکر نمودید و با ملحدان جهاد کردید و خدا را آن قدر عبادت کردید تا به مرحله ی یقین رسیدید. و قسم به کسی که حضرت محمد(ص) را به نبوت و حق مبعوث کرد ما در آنچه شما وارد شدید و عمل کردید شریک هستیم. عطیه می گوید: به جابر گفتم: ما چگونه در ثواب آنها شریک هستیم در حالی که ما نه به وادی فرود آمدیم و نه از کوهی بالا رفتیم و نه شمشیر زدیم ولی این گروه میان سر و بدنشان جدایی افتاده و فرزندانشان یتیم شده اند و همسرانشان بیوه گشته اند؟! جابر گفت: ای عطیه! از حبیب خود رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود: اگر کسی گروهی را دوست داشته باشد با آن گروه محشور خواهد شد و قسم به آن کسی که محمد(ص) را به پیامبری مبعوث کرد نیت من و نیت یاران بر آن چیزی است که امام حسین(ع) و اصحاب او بر آن گذشته و رفته اند...[۲۲] سنت حسنه ی زیارت اربعین که امروز از باشکوه ترین و معنوی ترین مراسم های مسلمانان است یادآور حضور جابر بن عبدالله انصاری و عطیه عَوفی است.

وفات

عطیه که در قیام عبدالرحمن بن محمد اشعث علیه حجاج بن یوسف شرکت کرده بود بعد از شکست قیام، به فارس گریخت. حجاج بن یوسف به محمد بن قاسم والی فارس نامه نوشت که عطیه را دعوت کند و از او بخواهد که علی بن ابی طالب را لعن کند،اگر لعن کرد که هیچ و الّا 400 ضربه شلاق به او بزند و موهای سر و محاسن او را بتراشد. عطیه لعن نکرد و 400 ضربه را خورد و موی سر و صورتش تراشیده شد. زمانی که قتیبه والی خراسان شد، عطیه به آنجا رفت و مدتی در آنجا ماند تا اینکه عمر بن هبیره والی عراق شد و عطیه در نامه ای از او اذن برگشت به عراق را گرفت. پس از بازگشت عطیه از خراسان, در کوفه مستقر شد تا اینکه در سال 111 هجری درگذشت.[۲۳]

پانویس

  1. الانساب. سمعانی.ج9 ص404- 405 /مستدرکات علم رجال الحدبث نمازی شاهرودی علی ج4 ص27
  2. اُسدالغابة ابن اثیر.ج2 ص189
  3. مستدرکات علم رجال الحدبث نمازی شاهرودی علی ج4 ص27
  4. الطبقات الکبری.ابن سعد ج6 ص305 / تهذیب التهذیب ابن حجرعسقلانی ج7 ص224
  5. رجال الطوسی ص76
  6. اُسدالغابة ابن اثیر.ج2 ص189
  7. همان
  8. الطبقات الکبری.ابن سعد ج6 ص305
  9. سفینه البحار.قمی شیخ عباس ج6 ص296 (به نقل از تنقیح المقال)
  10. قاموس الرجال،شوشتری محمد تقی ج7 ص209
  11. رجال الطوسی ص76
  12. همان ص140
  13. بحارالانوار ج37 ص185(به نقل از الطرائف)
  14. بلاغات النساء ابن طیفور ص23-26
  15. بحارالانوار ج37 ص190
  16. تنقیح المقال فی علم الرجال. مامقانی عبدالله ج2 قسم اول ص253 /سفینه البحار.قمی شیخ عباس ج6 ص296
  17. الغارات(ط-قدیمة) .ثقفی ابراهیم بن محمد ج2 ص333 پاورقی
  18. سفینه البحار قمی شیخ عباس ج6 ص296( به نقل از تنقیح المقال)
  19. الطبقات الکبری.ابن سعد ج5 ص75
  20. سفینه البحار قمی شیخ عباس ج6 ص296( به نقل از تنقیح المقال)/ تهذیب التهذیب ابن حجر عسقلانی ج7 ص226
  21. بشارة المصطفی عماد الدین طبری ص74-75. بحارالانوار ج65 ص130 ح62
  22. بشارة المصطفی عماد الدین طبری ص74-75. بحارالانوار ج65 ص130 ح62
  23. الطبقات الکبری ابن سعدج6 ص305

منابع

  • سمعانی، الانساب،حیدرآباد، مجلس دائرة المعارف العثمانیة،ط الاولی،1382 ق/1962م
  • نمازی شاهرودی علی، مستدرکات علم رجال الحدبث،ناشر:فرزند مولف، تهران،1414ق،چاپ اول
  • ابن اثیر، اُسدالغابة،بیروت،دارالفکر،1409ق/1989 ق
  • ابن سعد،الطبقات الکبری،بیروت،دارالکتب العلمیة،1410ق/1990م
  • ابن حجرعسقلانی، تهذیب التهذیب، 12 جلدی
  • ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، رجال الطوسی،موسسة النشرالاسلامی التابعة لجامعة المدرسین بقم المقدسة،1373ش
  • قمی شیخ عباس،سفینه البحار ومدینة الحکم و الآثار،قم، نشر اسوه،1414ق،چاپ اول
  • شوشتری محمدتقی، قاموس الرجال،قم، موسسة النشرالاسلامی التابعة لجامعة المدرسین،1410ق،چاپ دوم
  • مجلسی،بحارالانوار،تهران،ط اسلامیه،1363ش،چاپ دوم/ 1410ق،چاپ اول
  • ابن طیفوراحمد بن ابی طاهر، بلاغات النساء،قم، ناشر: الشریف الرضی،سال چاپ: بی تا
  • مامقانی عبدالله، تنقیح المقال فی علم الرجال،رحلی،ناشر:بی نا. محل نشر: بی جا.چاپ اول
  • مامقانی عبدالله، تنقیح المقال فی علم الرجال،ط الحدیثة،قم، موسسة آل البیت لاحیاءالتراث،1431ق،چاپ اول
  • ثقفی ابراهیم بن محمد ،الغارات(ط-قدیمة)، قم، دارالکتاب الاسلامی،1410ق،چاپ اول
  • عماد الدین طبری، ضبشارة المصطفی لشیعة المرتضی،نجف،مکتبة الحیدریة،1383ق،چاپ دوم