سکینه بنت الحسین علیه السلام

از ویکی اربعین
پرش به ناوبری پرش به جستجو

سکینه (سلام الله علیها) ، یکی از دختران امام حسین (علیه السلام) بود و مادرش «رباب» نام داشت. نام سکینه را مادرش به سبب سکون و وقاری که در دخترش میدید به او لقب داد. سکینه سه وداع داشت ، عصر عاشورا ، عصر روز یازدهم محرم و روز اربعین

خانواده و تولد

سکینه (سلام الله علیها) ، یکی از دختران امام حسین (علیه السلام) بود و مادرش «رباب» نام داشت. نام سکینه، آمنه یا امینه یا امیمه بود و مادرش به سبب سکون و آرامش و وقاری که در دخترش میدید او را سکینه لقب داد[۱]. سکینه (سلام الله علیها) مورد علاقه و محبت پدر بزرگوارش بود؛ به گونه ای که در برخی از منابع نقل شده است که امام حسین (علیه السلام) در توصیف علاقه خود به او و مادرش رباب ، چنین سرود: « به جانت سوگند! خانه ای را که سکینه و رباب در آن باشند، دوست دارم .آن دو را دوست دارم و همه ثروتم را در این راه می بخشم و سرزنش ملامت گران درباره من، شایسته نیست ».[۲]سکینه و مادرش در حادثه کربلا حضور داشتند. پس از واقعه عاشورا ،به همراه خاندان رسالت و دیگر بانوان حرم اباعبدالله الحسین (علیه السلام) ،به اسارت دشمن در آمد .او با کاروان اسرا ،به کوفه و شام برده شد و در روز اربعین ،به کربلا بازگشت. وداع و مرثیه سرایی ایشان در طول ماجرای کربلا ،معروف است وحاکی از شدت علاقه او نسبت به حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) می باشد. از نوشته های مقتل نویسان برمی‌آید که حضرت سکینه (سلام الله علیها) ،سه وداع با سیدالشهداء (علیه السلام) داشته است :

نخستین وداع

نخستین وداع در عصر عاشورا رخ داد؛ هنگامی که سیدالشهداء (علیه السلام) در قید حیات بود و می خواست به میدان برود. امام با تک تک زنان اهل بیت وداع کرد و سپس نزد دخترش سکینه (سلام الله علیها) رفت که در گوشه خیمه نشسته بود و می گریست .امام (علیه السلام)او را به صبوری دعوت کرد و در آغوش کشید و اشک از چشمان او پاک کرد و فرمود: سکینه جان! بدان که پس از من، گریه تو طولانی خواهد شد. پس تا زمانی که جان در بدن دارم ،با اشک حسرت بار خود ،مرا مسوزان. ای بهترین زنان! آنگاه که من کشته شدم ،تو برای گریه سزاوار تر هستی».[۳]

دومین وداع

دومین وداع ، در عصر روز یازدهم محرم و با بدن تکه تکه و بی سر سیدالشهداء (علیه السلام) صورت گرفت. وقتی اهل بیت را از قتلگاه عبور دادند و چشم آنان به شهداء افتاد، تاب نیاوردند و خود را از مرکب ها بر زمین انداختند. ناله زنان و شیون کنان ، به سر و صورت خود زدند و هر کدام ،بر بالای سر شهیدی رفتند. زینب ، ام کلثوم ، سکینه و فاطمه (علیهن السلام) درکنار بدن تکه تکه امام حسین (علیه السلام) جمع شدند و ناله سر دادند .سکینه (سلام الله علیها)، پیکر خونین پدر را در آغوش گرفت و گریه کرد؛ تا عده ای از عرب ها جمع شدند و او را از جسد پاک پدرش جدا کردند.[۴] در مصباح کفعمی ،از قول حضرت سکینه (سلام الله علیها) آمده است :هنگامی که پدرم امام حسین (علیه السلام) شهید شد ،او را بغل کردم و بیهوش شدم. در آن حال شنیدم پدرم می‌گوید: «ای شیعیان من! هرگاه آبی گوارا نوشیدید، مرا یاد کنید. هر گاه داستان غریب یا شهیدی را شنیدید ،برای من گریه کنید». وقتی به هوش آمدم ،بی تاب شدم به صورت خود زدم. ناگهان شنیدم هاتفی می‌گوید: « زمین و آسمان، با اشک و خون براو گریستند؛ بر کسی گریه کردند که در کربلا و در میان امتی که او را دعوت کرده بودند، به شهادت رسید. او را از نوشیدن آب منع کردند، در حالی که در کنار آب بود. ای چشم! برای کسی که از نوشیدن آب منع شد، اشک بریز!».[۵] در روایت آمده است: حضرت سکینه (سلام الله علیها) خود را بر روی جسد مبارک ‌پدر انداخت و چند بار فریاد زد تا بیهوش شد. وقتی به هوش آمد، گفت: از پدرم شنیدم که می فرمود:ای پیروان من! هرگاه آب گوارا نوشیدید، مرا یاد کنید و هرگاه داستان غربت غریبی یا شهادت شهیدی را شنیدید، برمن بگریید. من نواده رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) هستم. مرا بی گناه کشتن و با تاختن اسب ،بدنم را خرد کردند. ای کاش همه شما در روز عاشورا بودید و می دید که چگونه برای طفل خرد سالم آب خواستم وآنان بر من رحم نکردم به جای آب گوارا ،تیرستم به کودک خردسالم چشاندند. وای از این مصیبت بزرگ و دردناک که پایه‌های کوه بلند حجون[۶]را به لرزه در می آورد! وای بر آنان که قلب رسول جن و انس را جریحه‌دار کردند!ای شیعیان من! تا می توانید، در همه حال آنان را لعنت کنید» .[۷]

سومین وداع

سومین وداع با قبر مطهر حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) بود که در روز اربعین رخ داد. در برخی منابع آمده است: هنگامی که امام سجاد (علیه السلام) به کاروانیان فرمود که وسایل سفر را مهیا سازند و از کربلا به سوی مدینه حرکت نمایند، شترها و محمل ها آماده شد. در این هنگام ،سکینه (سلام الله علیها) گریه کرد و بانوان را به وداع با قبر شریف پدرطلبید. بانوان در اطراف قبر، حلقه زدند و سکینه (سلام الله علیها) قبر پدر را در آغوش گرفت و به شدت گریه کرد و شیون و ناله سر داد و گفت: هان ای کربلا! پیکری را به تومی سپاریم که بدون غسل و کفن، در این مکان دفن شده است.هان ای کربلا! ما به همراه امین مان )امام سجاد علیه السلام( کسی را به تو می سپاریم که جان پیامبر و جان وصی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بود.[۸]

پانویس

  1. ابن خلکان ،وفیات الاعیان و انباءابناء الزمان ،ج ۲ ،ص ۳۹۷.
  2. ابوالفرج اصفهانی ، مقاتل الطالبین ، 16 ، ص 94.
  3. قندوزی ، ینابیع الموده ، ج ۳ ص ۷۹.
  4. مجلسی ، بحار الانوار ، ج ۴۵ ، ص ۵۹.
  5. شعرانی ،ابوالحسن ، دمع السجوم فی ترجمة نفس المهموم ، ص ۲۰۴.
  6. نام کوهی است در مکه.
  7. فاضل دربندی ،اسرار الشهادة ،ص ۴۶۲.
  8. معالی السبطین ، ج ۲ ، ص ۱۹۸.

منبع

هاشمی ، سید محمود وجعفری پور،محمد،فرهنگ نامه اربعین،ناشر،آئینه برتر،نوبت چاپ،اول،بهار1395